خرید بک لینک
شناخت حوزه دانشی اقتصاد انرژي وتاریخچه رشته اقتصاد انرژی در ایران

شناخت حوزه دانشی اقتصاد انرژي

همانگونه كه اشاره شد، اقتصادانرژي يك دانش بين رشتهاي است. اقتصاد انرژي كاربرد اصول، مدل،ها و آموزههاي اقتصاد در زمينه يك كالاي مهم، ضروري و استراتژيك بنام انرژي و حاملهاي آن است. دانش اقتصاد انرژي حوزههاي متنوعي را در بر ميگيرد. . به سبب گستردگي موضوعات و روشهايي كه در اقتصاد انرژي به كار گرفته میشود و مشتركات اين رشته با شماري از ديگر رشتهxadهاي تحصيلي، اقتصاد انرژي هيچگاه به عنوان رشته تحصيلي مستقل ظاهر نشده و در واقع زيرشاخهxadاي كاربردي از رشته اقتصاد است. ذیلا دامنه پوشش مباحث اقتصاد انرژی بسط داده شده است:

در سطح كلان:

ربط قابل توجهي ميان انرژي و حاملهاي آن و پارامترهاي اقتصاد كلان وجود دارد.

قيمت نفت در ميان همه حاملهاي انرژي محوريت دارد و تعيين كننده است. علت آن سهم قابل توجه نفت در سبد انرژي جهان و نيز انعطافپذيري و قابليتهاي نفت براي تامين همه نيازهاي بشري و سهولت حمل و نقل و ذخيرهسازي آن در مقايسه با ساير حاملهاي انرژي است. بنابراين قيمت حاملهاي انرژي تابعي از قيمت نفت هستند و تعيين قيمت نفت نيز از عهده هر كشور خاص خارج است و در اغلب اقتصادها بعنوان يك عامل اقتصادي برونزا شناخته ميشود. نوسانات قيمت نفت بر كشورهاي توليد كننده آن به گونهاي و بر مصرفكنندگان بگونهاي ديگر تاثير ميگذارد. بنابراين شناخت اثرات متقابل نفت و پارامترهاي اقتصاد كلان در حوزه اقتصاد انرژي است.

موضوع نحوه کنترل نوسانات قیمتهای حاملهای انرژی بر اقتصاد کلان کشورهای جهان نیز از دیگر موضوعات و مباحث این حوزه دانشی است. دراین میان قیمت نفت از همه تعیین کنندهتر است و نوسانات قیمت جهانی نفت و وابستگی به قیمت نفت میتواند آثار و تبعات زیانباری را بر اقتصادهای وابسته به آن برجای گذارد که بررسی این موضوع نیز یکی از سر فصلهای مهم و دارای ادبیاتی گسترده است.

از سوی دیگر متقابلا میزان مصرف و تقاضای انرژی چه در سطح جهان و چه در سطح هر کشور تابعی از متغیرهای اقتصاد کلان است.هیچ فعالیتی بدون انرژی امکانپذیر نیست و بنابراین پیشبینی تقاضای جهانی انرژی که خود وابسته به پیشبینی از آینده اقتصاد است امری مهم تلقی میشود چراکه اگر سرمایهگزاری به موقع و کافی در زمینه انرژی صورت نپذیرد اقتصاد جهان با مشکل مواجه خواهد شد. اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میگردد که بدانیم که بیش از 80 درصد انرژی مورد مصرف در جهان به منابع فناپذیر انرژی وابسته است.

صنایع تولید انرژی، اغلب صنایعی سرمایهبر هستند و تامین سرمایه کافی برای تامین به موقع حاملهای انرزی و نحوه تامین سرمایه نیز از مباحث گسترده این حوزه به شمار میرود.

از سوي در بخش توليد، انرژي بعنوان يكي از نهادههاي توليد است كه با ساير نهادهها قابل جايگزيني است بنابراين تغييرات قيمت انرژي موجب جايگزيني نهادهها ميشود و از اين طريق نيز هم بر اقتصاد كلان و هم بهرهوري و توليد اثر گذار است.

در سطح خرد:

حاملهای مختلف انرژی، کالاهای جایگزین یکدیگر هستند بنابراین انتخاب آنها برای هر منطقه یا سرمایهگزاری برای تولید و انتقال آنها باید تابع منطق اقتصادی باشد. دروسی مثل اقتصاد مهندسی، ارزیابی پروژههای اقتصادی و امثال آن در این حوزه کاربرد دارد که البته با توجه به ویژگیهای خاص بخش انرژی باید تطبیق داده شوند.

با توجه به فناپذیر بودن بسیاری از منابع انرژی مثل نفت و گاز و ذغال سنگ، دانش اقتصاد منابع فناپدیر انرژی از دانشهای مورد نیاز در این زمینه است.

شناخت توابع عرضه و تقاضای هریک از حاملهای انرژی برای برنامه ریزی تولید هر یک از حاملها و قیمتگذاری آنها و یا شنناخت تاثیرات قیمت بر تولید و مصرف، از اهمیت ویژهای برخوردار است و نتایج آن در سطح کلان مورد استفاده قرار میگیرد که قبلا به آن اشاره شد، و در این حوزه است که اقتصادسنجی و دیگر روشهای کمی علم اقتصاد کاربرد پیدا میکنند.

انرژی یک شبکه بهم پیوسته است. بعنوان مثال نفت و گاز را میتوان مستقیما بعنوان انرزی استفاده نمود و یا آن را به نوع دیگری از انرژی که انرژی الکتریکی است تبدیل نمود. مسائل تبدیل انرژی و بهینه کردن شبکه انرژی مستلزم استفاده از دانش اقتصادی است.

برخی از حاملهای انرژی و خصوصا برق و گاز با مشکلاتی در امر ذخیرهسازی مواجه هستند و بنابراین مسئله نوسانات فصلی و زمانی مصرف آنها مشکل ایجاد میکند و خصوصا مشکل اوج مصرف در این رابطه وجود دارد که یا باید برای تامین آن سرمایهگزاری اضافی نمود و یا با سیاستهائی میزان اوج مصرف را کاهش داد، و در این رابطه سیاستهای قیمتی و سیاستهای اقتصادی باید بکار گرفته شود.

از بعد از دهه 1970 و بدنبال وقوع شوک اول نفتی، کشورهای صنعتی، تلاشهای گستردهای را در جهت ارتقاء بهرهوری انرژی به انجام رساندهاند و شناخت این اقدامات و استفاده از این تجربیات در حوزه اقصاد انرژی طرح میشود.

بسیاری از حاملهای انرژی که همکنون سهم غالب را در سبد انرژی جهان دارا هستند، آلودهساز و دارای آثار و تبعات زیست محیطی هستند

در سطح بازار:

بازارهای جهانی، بازارهای منطقهای و بازارهای داخلی(کشوری) انرژی از پیچیدگیهای خاصی برخوردارند . تجارت حاملهای انرژی و خصوصا نفت و گاز، جایگاه ویژهای در تجارت جهانی و گردش منابعمالی در سطح جهان دارند. این موارد و دانش بازاریابی حاملهای انرژی، انعقاد قراردادهای تبادل انرژی و قیمتگزاری در این قراردادها نیازمند دانش اقتصادی است و با دروس خاصی مانند تجارت بینالملل و مالیهبینالملل در اقتصاد ارتباط برقرار میکند.

خصوصا نفت و گاز از دیرباز در چارچوب همکاری شرکتهای بینالمللی و شرکتهای ملی استخراج و تولید شدهاند و انواع قراردادهای فیمابین ایندو و ویژگیهای آنها نیازمند دانش اقتصادی در کنار دانش فنی است.

اغلب حاملهای انرژی، بعد از دهه 1970 میلادی وارد بازارهای بورس شدهاند و این بازارها را نیز باید شناخت. یکی از تبعات این ورود این است که بازارهای بورس، اثر دیگر بازارها را بر بازار حاملهای انرژی منعکس میکنند و این بر پیچیدگی بازارهای انرژی افزوده است. بعنوان مثال رکود در بازار سهام ممکن است موجب انتقال سرمایهها به بازارهای بورس یا آتیهای نفت شود.

برخي مراكز آموزش عالي اقتصاد انرژي را يك دوره مناسب براي رشد و ترقي ميxadدانند و دورهxadي تحصيلي با اين نام را ارائه ميدهند. دانشگاه "كمبريج"، "انستيتو تكنولوژي ماساچوست" (MIT) و دانشگاه "وريه آمستردام" (Vrije Universitiet Amsterdam) سه دانشگاه تحقيقاتي برتر در اين خصوص بوده و موسسه " پژوهش براي آينده" (Research for the Future) برترين موسسه پژوهشي در اين زمينه است. همچنين بسياري از مراكز تحقيقاتي، شركتxadها و ... اقتصاد انرژي را ارائه داده و در اين خصوص مشاوره ميدهند.

پس از بحران نفتي 1973 موضوعات مربوط به اقتصاد انرژي شديدا در ادبيات اقتصادي وارد شدند اما اين علم ريشه در سالهاي پيشتر در تاريخ دارد. در سال 1865 دبليو.اس. جونز نگرانيxadهاي خود در رابطه با تقليل منابع ذغالxadسنگ در كتابي تحت عنوان مسئله ذغالxadسنگ ابراز داشت. همچنين يكي از شناخته شدهxadترين تلاشxadهاي اوليه جهت فعاليت در حوزه اقتصاد منابع محدود (از جمله سوختxadهاي فسيلي) توسط هاتلينگ صورت پذيرفت كه ايشان سعي كرد يك روند قيمتي را براي منابع تجديدناپذير استنتاج نمايد كه نتيجه آن قاعدهxadاي است كه به قاعده هاتلينگ مشهور است.

دوره کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی

همانطور که قبلا نیز اشاره شد، اقتصاد انرژی یک دانش بین رشتهای (Multi Disciplinary) است. که عمدتا بعنوان شاخهای از علم اقتصاد مطرح است. رشتههای علمی بین رشتهای معمولا در سطح کارشناسی ارائه نمیشوند بلکه در سطح کارشناسی ارشد و دکترا ارائه و از میان فارغالتحصیلان ذیربط در این دوره کارشناسی دانشجو می پذیرند. در ایران نیز رشته کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی برای اولینبار در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران با حمایت شرکت ملی نفت ایران تاسیس شد و بعدا دانشگاه آزاد اسلامی نیز همان شرح درس را در بعضی واحدهای دانشگاهی خود برگزار کرد. این دوره همچنین تنها یک بار در پژوهشکده اقتصاد انرژی موسسه مطالعات بینالمللی انرژی نیز برگزار شده و فارغالتحصیل داده است. در سطح دکترا نیز اخیرا در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی دوره دکترا برگزار شده است که سابقه ای بسیار محدود غیر قابل ارزیابی دارد.

تاريخچه اقتصاد انرژی

در مورد تاریخچه و دلایل شکلگیری دوره کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی، در حاشیه تاریخچه تاسیس موسسه مطالعات بینالمللی انرژی، در همین گزارش توضیح داده شده است که از تکرار آن اجتناب می شود.

وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران در همان سالهای شکل گیری موسسه مذکور، با توجه به نیاز خود با دو دانشکده اقتصاد در دانشگاههای تهران و شهید بهشتی وارد مذاکره شدند و نهایتا یک قرارداد همکاری میان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و شرکت ملی نفت ایران برای برگزاری این دوره منعقد شد. با همکاری و پیگیری دو طرف، شرح درسها به تصویب وزارت علوم و آموزش عالی رسید و اولین دوره کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی در سال 1370 دانشجو گرفت این رشته تا سه دوره مورد حمایت شرکت ملی نفت و تحت کمک مالی این شرکت برگزار شد و کلیه پذیرفتهشدگان آن بورسیه شرکت ملی نفت ایران بودند و از دوره سوم به بعد قرارداد خاتمه یافت و دوره مستقیما توسط دانشکده ادامه پیدا کرد.

در ابتدا در دوره کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی با توجه به ویژگی بین رشتهای بودن آن اصرار بر این بود که هم فارغالتحصیلان کارشناسی بعضی رشتههای مهندسی مانند مهندسی نفت و مهندسی پالایش جذب شوند وهم فارغالتحصیلان کارشناسی اقتصاد. تعدادی زیادی پیش نیاز شامل: اکتشاف و تولید نفت (3واحد)، شیمی نفت(3واحد)،پالایش نفت(3واحد)، حمل ونقل انرژی(2واحد)، پتروشیمی(3واحد) در نظر گرفته شده بود و برای فارغالتحصیلان مهندسی پیشنیازهای اقتصادی. با توجه به این تاکید و اصرار، در امتحانات کنکور ورودی نیز یک عنوان از مواد امتحانی بنام آشنائی با صنعت نفت، با ضریب 5 در نظر گرفته شد که با سئوالات سخت فنی شانس ورود شرکتکنندگان فنی و غیر فنی را یکسان کند.

واحدهای اصلی کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی نیز در مقایسه با کارشناسی ارشد اقتصاد محض یا اقتصاد نظری از نظر دروس اقتصاد خرد و کلان هرکدام 3 واحد کمتر داشت وبجای آن دروسی تحت عنوان انرژی 1 و 2 (هرکدا سه واحد) تعبیه شده بود. البته درس اقتصاد منابع (سه واحد) نیز وجود داشت و بعضی دروس مثل توسعه نیز مقرر بود که با گرایش به مباحث انرژی ارائه شوند.

اما تنها در اولین دوره دونفر با مدرک کارشناسی مهندسی پذیرفته شدند و در دورههای بعدی اصولا این فلسفه فراموش شد و سئوالات آن ماده خاصی که ضریب 5 داشت بسیار پیش پا افتاده طراحی شد و اقتصاد انرژی تقریبا به ورودیهای اقتصاد محدود شد.

مشکلات دوره

متاسفانه علیرغم برگزاری حدود 19 دوره اقتصاد انرژی، این حوزه علمی به یک نهاد علمی در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران (بعنوان دانشکده مادر این رشته در ایران) تبدیل نگردیده است. مثلا کتابخانه دانشکده کماکان فاقد بخش تخصصی اقتصاد انرژی است و منابع غنی در این زمینه است، گروه انرژی در دانشکده تشکیل نشده است، هیئت علمی دارای مدرک اقتصادانرژی وجود ندارد و دروس تخصصی خصوصا انرژی 1و2 بسیار ضعیف ارائه شده است.

بزرگترین مشکل برای توسعه رشته دانشگاهی اقتصاد انرژی در ایران فقر مدرس است. در اغلب دانشگاههای جهان که در این رشته موفق هستند. اساتیدی وجود دارند که علاوهبر تحصیلات دانشگاهی، مسائل انرژی را خوب میشناسند و بصورت مشاور برای شرکتهای نفتی یا شرکتهای انرژی فعالیت میکنند. ممکن است استادی تخصص اقتصاد انرژی نداشته باشد اما در فعالیت اجرائی و عملی با بکارگیری مدلها، تئوریها و ابزارهای اقتصادی در مباحث انرژی آشنائی پیدا کرده باشد. حتی در دروس غیر تخصصی اقتصادانرژی مثل اقتصاد خرد و کلان نیز مثالها و مصداقهای استادی که آشنائی وثیق با حوزه انرژی دارد بسیار آموزنده است.

با توجه به این مشکلات متاسفانه دانش فارغالتحصیلان رشته اقتصاد انرژی در مباحث تخصصی این حوزه محدود است و در حد انتظار نیست در حالیکه متقابلا در ابزارهای اقتصادی نیز به قوت فارغالتحصیلان اقتصاد نظری نیستند و با توجه به انتظار ذهنی که در کارگزارن وجود دارد ممکن است سپردن کار به این فارغالتحصیلان انتظارات را پاسخ ندهد.

حاکم شدن دید و تفکر اقتصادی در بنگاههای بخش انرژی و خصوصا صنعتنفت میتواند موجب گسترش مطالعات و پژوهشهای اقتصادی شود، این مطالعات اساتید را درگیر خواهد نمود و دانش و آشنائی آنها با انرژی را توسعه خواهد داد و بر روی تدریس آنها تاثیر خواهد داشت و البته موسسه مطالعاتبینالمللی انرژی(پژوهشکده اقتصادانرژی) را هم فعال خواهد نمود.

بدون حل مشکل مدرس و محتوای مشخص و تعریف شده برای دروس خاص و در اختیار داشتن متون مشخص توسعة رشته خصوصا در سطح دکترا به مصلحت بنظر نمیرسد.

استفاده از اساتید خارجی و اعزام مدرسین به فرصتهای مطالعاتی در حوزه تخصصی اقتصاد انرژی میتواند راهگشا باشد.

http://hassantash.blogfa.com/post-131.aspx


موضوعات مرتبط: اقتصاد انرژی

برچسب: وتاریخچه, نویسنده: نگار پاکدل تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی